«جاری چون رود»
.
چشمهای ، صاف و زلال /
پاک و روان /
میرود از کوه به دشت /
روح من میرود همراهش /
.
میشود صاف و زلال /
میخورد پیچ و تاب /
تا برسد ، همهاش در تب و تاب /
روح من همراهش /
میرود تا برسد به آرامش /
.
زندگی اینجا جاری است /
تا لطف خدا شامل ماست /
مهربان باشیم و امیدوار /
پاک باشیم، پاک بمانیم /
به زلالی آب ، استوار چون کوه /
جاری چون رود /
.
یادم آمد شعر سهراب ؛
"آب را گل نکنیم
شاید این آب روان
می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی"
.
شاعر= دبیر
@iliashojae