پیرو پست قبلی که راجع به تخلف در میدون ولیعصر بود، بگم من اهل خلاف کردن نیستم!!!

 

چند روز پیش کاری داشتم در بهشهر مازندران،

تنها راه افتادم ، چندتا کار اداری داشتم ، بعدشم رفتم به خونه و باغچه سری زدم!!!

کلا خونه شمال اینجوریه، کار همیشه داره!

تا از کارای باغچه و خونه خلاص بشم، ساعت تقریباً یک بامداد شد.

یه قهوه خوردم ، تو ماشین واسه خودم فیلم گذاشتم، حرکت کردم به سمت تهران!!!

آفتاب تازه طلوع کرده بود، رسیدم تهران.

دیگه نخوابیدم، ماشینو تمیز کردم. رفتم نون تازه گرفتم. عمه‌جان تازه داشت کتری روشن می‌کرد!!!

صبحانه‌ای باهم خوردیم.

من رفتم شهرداری پیگیر بازسازی خونه تهران!!!

خب زیاد موفق نبودم.

چندتا درخت توت داشت، افتادم به توت خوری!!!

از تو ماشین زیلو آوردم، تون چیدم، ریختم تو ظرف !!!

گفتم حداقل یه کار مفید انجام داده باشم.

نصف رو دادم نگهبانی شهرداری تا کارگرا بخورن!!

بقیه رو بردم واسه عمه‌جان 

 

چقدر خوشحال شد.

فکر کرد، خریدم😀

خب منم نگفتم ، شاهکارمو