زنی مبلغ دو ۲ میلیون تومان را گم کرده بود.
در خیابان برگه‌ای نصب کرده بودن که روی آن نوشته شده بود:
۲ میلیون تومان گم کرده‌ام.
هر کس آن را پیدا کرد، لطفاً به این آدرس برگرداند:
کوچه... پلاک... واحد... ! مستمری من کم است و به این پول نیاز دارم.
حتی پول کافی برای خرید نان هم ندارم.»

مردی تصمیم گرفت وانمود کند که پول را پیدا کرده است.
۲ میلیون تومان برداشت و به سمت محل اقامت زن رفت.
وقتی پول را داد، پیرزن گفت:
«پسرم، تو دوازدهمین نفری هستی که با پول نزد من می‌آید و می‌گوید که این مبلغ را پیدا کرده.»
مرد لبخند زد خواست برگردد، پیرزن صدایش زد و گفت:
«پسرم، لطفاً آن اعلامیه را پاره کن،
من سواد ندارم و آن را ننوشته‌ام…»

پیرزن گریه‌اش گرفت، و گفت:
«همدردی شماست که به من امید می‌دهد و باعث می‌شود زیبایی دنیا را احساس کنم.»

🔹پی‌نوشت؛ کسی را که نیازمند است تنها نگذار، در حالی که تو در نعمت غرق هستی!
🍏 صدقه بده، کفن جیب ندارد!

💔 جمله‌ای که دلم را لرزاند
.