این مالشها
روزگاری شده برای من
کارم شده رفتن به فیزیوتراپی و تمرین و ماساژ برق ... برای یه سمت بدنم ... چون از شدت انفجار پرت شدم و خوردم به دیوار ... و این درد و رفتن به ماساژ درمانی از اثرات اونه ...
دیگه به خیلی از کارهام نمیرسم...
چون بخش اعظمی از اونها تو لپتاپی بود که تو خونه منهدم شد... یا اتاقم که ازش چیزی نمونده ...
اتاقم که خاطره سی سالهام بود
یادگاری دوستان و رفقا
اولین یادگاریها در اولین دیدارها
اینها چیزهایی که زمان مالش با برق دستگاه فیزیوتراپ به افکارم هجوم میاره ...
هنوز راهی برای کنترلش ندارم ...
دوست ندارم ، مرده متحرک باشم...
اما نمیتوانم اون پسر شاد قبل اسفند۱۴۰۴ بشم ...
نمیتونم...
شاید ... بشه ...