از روز اول كه دختر همسايه را دیدم هوا ورم داشت فورى كيسۀ دل را درآوردم و آن‌را در طبق اخلاص گذاشتم كه به معشوق تقديم دارم... 

اين‌را نيز بگويم كه مُحصِل دوره ادبى طبعاً عاشق پيشه می‌شود مثل شاگردان دوره‌هاى رياضی و طبيعى سر و كارش با لابراتوار و فرمول‌هاى گیج كننده و رياضيات عاليه نيست! سر و كارش با شعر و غزل و تاريخ و آثار جاويد ادبى است. 

شعر و ادب، آن هم در زبان ما مقدمۀ عشق و عاشقى است. برويد و به كلاس‌هاى ادبيات سر بزنيد و در آنجا تا بخواهيد ليلى و مجنون، رومئو و ژوليت و يوسف و زليخا پيدا مى‌شود. 

آخر جوانى هست، شادابی هست، نان مفت پدر هست، شعر و غزل هم هست دیگر با اين مقدمات عاشق نشوند مشکلی دارند لابد...

📚 از #کتاب شلوارهای وصله‌دار | نوشتۀ رسول پرویزی