از کلمه اش هم گریزان بودم ، چه برسه به اینکه حالا شده نمک سفره هامون و همه ازش حرف میزنن...

.

🚀 از موشکی که نپرسید؛ تو محله تون پادگان ، نظامی، دانشمند، ارزشی داری یا نه و مستقیم خورد تو خوشیهای زندگی مون 

.

از پدرومادری که بشدت آسیب دیدن و پشت شیشه CCU نظاره‌گر شون شدم ...

.

یا بدنم داغون خودم رو تخت بیمارستان ...

.

یا خونه ای که دیگه وجود نداره... 😭

.

براتون سلامتی آرزو می‌کنم.

واسه پدرومادرم دعا کنید🙏🏻🙏🏻🙏🏻