چله
چهل روز گذشت
از آن روز سیاه
از آن روز که خواستی اعتراض را فریاد بزنی
از آن روز نحس که اسیر گلوله شدی
گلولهای که از فاصله نزدیک ، از پشت سر
تو را از ما جدا کرد ...
تو رفتی در آغوش سرد خاک ...
کار هر روزم ، گذاشتن 🥀 بر روی سنگی سرد ...
نمیگذرم از کسانی که اعتراض تو را به آشوب کشیدن
نمیبخشم کسانی را که تو را ترور کردند ، بدون اینکه بدانند خودت معترضی!!!
رفیق عزیزم
به یادتم