بر بلندای آسمان

مرا از زمین بر بلندای آسمان / بُرد قدرت غزل‌های نسروده‌ام ...

داعشجو

 

هی گفتن ما عزاداریم ...

بعد با چاقو و سنگ میان تو مراسم عزاداری دانشجوهای دانشگاه شریف!!!

واقعاً از اپوزیسیون هم شانس نیاوردیم...

اینقدر حماقت نوبره...

 

چله

 

چهل روز گذشت 

از آن روز سیاه 

از آن روز که خواستی اعتراض را فریاد بزنی 

از آن روز نحس که اسیر گلوله شدی 

گلوله‌ای که از فاصله نزدیک ، از پشت سر 

تو را از ما جدا کرد ...

تو رفتی در آغوش سرد خاک ...

کار هر روزم ، گذاشتن 🥀 بر روی سنگی سرد ...

نمی‌گذرم از کسانی که اعتراض تو را به آشوب کشیدن

نمی‌بخشم کسانی را که تو را ترور کردند ، بدون اینکه بدانند خودت معترضی!!!

رفیق عزیزم 

به یادتم