من از این تنهایی ، دلم می‌گیرد

درست مثل کودکی که از دهلیز می‌ترسد

 

از این همه اتفاقات تلخ ، غمزده‌ام 

از این کابوس وحشتناک ، آیا بیداری هم هست 

 

نمی‌دانم ...

تنها چیزی که کمی مرهم شده، این دست خداست